Toreh Complex

A public space can be inspiring and also it can produce or correct behavioral actions. طراحی پروژه‌های فضای عمومی خیلی ظریف، راهگشا و الهام‌بخشن، قطعاً یک اثر معماری فضای عمومی می‌تونه کنش‌های رفتاری تأثیرگذاری رو تصحیح یا حتی ایجاد کنه. #محمود_دولت_آبادی (راوی همه روایت‌ها) پیش‌تر روزی به من گفت: هنر آنست که تأثیر اجتماعی داشته باشد و تأکید کرد مقصودش تأثیرات سوسیالیستی نیست.

Toreh Complex

The name of this project is “Toreh”. I hope that Toreh can loved you. Toreh – young smart arch. امیدوارم منطقه دو و سه شهرداری تهران سال ۹۸ اولین میزبانای “طره” باشن و امیدوارم که طره حسابی بتونه دلبری کنه و شماها باهاش ارتباط برقرار کنین. “طره” مخفف “ طاقِ رادِ(جوان) هوشمند” ست.

Toreh Complex

  A space for interaction, A trying for being better, An experience for laughing together, talking together, living together in a space that we designed to justice. یک فضا برای تعامل، یک تلاش برای بهتر شدن حال همه، یک تجربه باهم خندیدن باهم گپ زدن باهم زندگی کردن با همشهری‌ها در فضایی که امکاناتش رو ما طراحی کردیم تا همه با هم مساوی باشن، بالا و پایین‌شهر، دختر و پسر،

MiniMax

کم و بیش” نامی است که برای این پروژه انتخاب کرده ام، پروژه ای که ارتباطات فضاییش در عین سادگی کارش را به بهترین شکل انجام خواهد داد، بی هیچ شکی این پروژه کلنجار عجیبی با من رفت.یک فضای 70 متر مربعی بیش از یکسال طول کشید تا تمام شود. .

MiniMax

کم و بیش” یک قصه دیگر هم دارد، برای پدرم ساختمش، قرار بود خلوتگاهش شود ولی خودم را در تک تک لحظات زندگیش دیدم، انقدر او در من و من در او تکرار شده ایم که نمیتوانم بگویم برای او طراحی کردم یا خودم. یک تلاش عجیب در طراحی برای کس دیگری که انگار خودم بودم که سبب شد گهگاه از آنچه باید در خودم کنده می شدم یا کنده

MiniMax

آن پشت بام را می بینید، آن پشت بام ها ، آن خانه ها، آن زندگی ها، آن درخت سبز بزرگ در دوردست را میبینید و آن تپه را، اینور تر پشت این چوب ها یک مرکز تجاری آلومینیومی دراز و بدقواره هم هست که خداروشکر نمیبینید، نه تنها در هیچ عکسی بلکه در هر دید از فضا. میدانید بهتر است همه چیز را از دور ببینید فقط “خیر” را

MiniMax

از روزهای دوری که تمام دفترم همان میزِ کار اتاق خواب خانه پدری بود تا دفاتری که هر روز بزرگتر شد، گمان نمیکنم یک وجب بیشتر از همان میزِ کار خانه پدری نصیبم شده باشد، الباقی بیشتر فضاهایی برای ارائه بصری برخی نظم ها بوده، با فرض محال اینکه همه معماران مثل من برای هر فضایشان سناریویی هم داشته باشند، باز هم وقتی میشود این لذت بصری را آبستره کرد